محمد آصف محسنی

تبلیغ در فضای مجازی

تبلیغ در فضای مجازی

محمد آصف محسنی

امید به آینده بهتر و عدالت پایدار با ظهور صاحب الامر (عج) و احقاق حقوق پایمال شده گان!.

اشک در چشمان من طوفان غم دارد هنوز = خنده بر لب میزنم تاکس نفهمد راز من.!

افراطی گری چگونه در افغانستان رشد و پرورش یافت؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش باید به کمی عقب تر برگردیم و بصورت ریشه ای دریابیم که این تفکرات چگونه در جامعه ی اسلامی به وجود آمد.

سید قطب فردی است که آثار متعددی دارد، اما او کتابی در زندان نوشت به نام معالم فی الطریق که این کتاب مانیفست تمام جریان‌های جهادی شد و از دل جریان‌های جهادی هم جریان‌های تکفیری بیرون آمد.

ایشان در این کتاب اعلام کرد که ما در دوران جاهلیت قرن بیستم هستیم و هر کس نسبت به این جاهلیت راضی یا ساکت باشد و نسبت به آن اقدامی انجام ندهد کافر شده است. وی در این کتاب اظهار کرد که باید تمام قوانین قوانین اسلامی باشد و تمام شهرهای اسلامی هم شهرهای جاهلی هستند لذا باید هجرت کرد و به وسیله جهاد این کار را پیش برد.

کسانی که کتاب سید قطب را خوانده‌اند از تعریف ایشان از جهاد، مفهوم جنگ مسلحانه و یا همین خشونتی را که امروز به اسم جهاد انجام می‌شود برداشت کرده‌اند. در نتیجه نظرات سید قطب گروه‌های جهادی متعددی مانند گروه الجهاد، گروه جماعة المسلمین، گروه شباب محمد و گروه‌های دیگری در مصر ظهور کردند.

گروه الجهاد یکی از مهمترین این گروه‌ها بود. رهبر اول این گروه محمد عبدالسلام فرج بود که کتاب الفریضة الغائبه را نوشت. عنوان این کتاب و البته خود کتاب از امر واجبی سخن می‌گوید که در میان مسلمان‌ها مغفول است و منظور او جهاد و آن هم به معنای جنگ مسلحانه بود. ایشان با استناد به برخی از آیات و روایات و علی الخصوص به فتواهای متعدد ابن‌تیمیه معتقد شد که مسلمانان به خاطر پذیرش جاهلیت قرن بیستم که همان فرهنگ غرب است و یا سکوت در مقابل این مساله کافر شده‌اند و تمام حاکمان جهان اسلام را نیز با استناد به آیه «وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ؛ و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‌اند آنان خود کافرانند» (مائده/44)، کافر دانست. یکی از رهبران بعدی گروه الجهاد ایمن الظواهری بود که در حال حاضر رهبر القاعده است.

شخص دیگری به نام شکری مصطفی که رییس گروه جماعة المسلمین است با کتابی به نام رسالة الایمان نظرات خود را مطرح کرده است. وی معتقد بود که دشمن نزدیک مسلمانانی هستند که جاهلیت، سکولاریسم و اومانیسم و انسان‌محوری فرهنگ غرب را پذیرفته‌اند و دشمن دور کسانی مثل آمریکا و اروپا هستند که این فرهنگ را ایجاد کرده‌اند. نتیجه‌گیری او این بود که باید ابتدائاً با دشمن نزدیک که مسلمانان هستند بجنگیم و سپس به سراغ کسانی برویم که موسس این تفکر هستند.

متاسفانه این فضا باعث شد که مسلمانان به جای این که آمریکا و فرهنگ غرب را دشمن اصلی خود بدانند، پذیرندگان فرهنگ غرب در میان جوامع اسلامی را دشمن نزدیک خودشان دانستند و با آن‌ها به مقابله پرداختند. به هر حال این موج اولی است که ما در مصر شاهد آن هستیم و از مصر به جاهای دیگر گسترش پیدا کرد.

حضور گروه‌های جهادی در افغانستان؛ آغاز دوری جدید از گسترش و شکل‌گیری آن‌ها

وقتی که جنگ افغانستان شروع شد، تحت تاثیر اندیشه این گروه‌ها که جهاد را برای همه مسلمان‌ها، چه مرد و چه زن و چه پیر و چه کودک، واجب عینی می‌دانستند، افرادی از مصر و لیبی و الجزایر به افغانستان رفتند. تلقی این بود که یک کشور کافر به یک کشور مسلمان حمله کرده است و وظیفه ما است که برویم و جهاد کنیم و دشمن کافر را که شوروی باشد از آن جا بیرون کنیم.

رهبری عبدالله عزّام در جنگ افغانستان و شکل‌گیری افغان العرب

در پاسخ به این پرسش که آیا حضور این نیروها در افغانستان در قالب یک جریان فکری و به شکلی برنامه‌ریزی شده و مدیریت‌شده بوده است، باید گفت: بله. این‌ها یک مدیریتی از درون خودشان داشتند. آن‌ها به افغانستان آمدند و رهبری داشتند به نام داکتر عبدالله عزّام که فلسطینی بود که به جای این که جنگ با اسراییل را وظیفه خود بداند به افغانستان آمد تا با شوروی بجنگد.

او طبق تحلیل‌های خود بر آن بود که چون جنگ با اسراییل با ملی‌گرایی و عرب‌گرایی مخلوط شده است مشوب به باطل است و حق و باطل در آن‌جا مخلوط شده است و لذا ما با اسراییل نمی‌جنگیم، بلکه به جایی می‌رویم که جهاد خالصانه و برای خدا و در مقابل کفار باشد و تفکر عرب‌گرایی و ملی‌گرایی و ناسیونالیسم عربی در آن نباشد. عبدالله عزام آثار متعددی نوشت و آن جا جهاد را واجب عینی و عرفی کرد و تحلیل‌های متعددی کرد که همه مسلمانان باید وارد جهاد شوند. او برای این مطلب از آیات قرآن متعدد استدلال آورد و چون در دانشگاه هم درس خوانده بود و دکترای فقه داشت توانست به هر حال جاذبه‌ای ایجاد کند.

فراهم شدن زمینه‌های دینی سیاست‌های آمریکا در منطقه توسط آل‌سعود و علمای وهابی

همسو با این جریان عربستان سعودی هم به تبع از سیاست‌های آمریکا برای خارج کردن شوروی از افغانستان فعالیت کرد و آل‌سعود به بزرگان وهابی جهت داد تا علمای وهابی فتوای جهاد دهند. فتوای جهاد نیز باعث شد که عده‌ای از جوانان وهابی که به هر حال تند بودند و به تفکراتی همچون تفکر عزام گرایش داشتند، به افغانستان بیایند.

یکی از این جوانان عرب اسامه بن لادن بود که جذب افکار عبدالله عزام شد و تفکرات عبدالله عزام را در امر جهاد پذیرفت و معتقد شد که جهاد یک واجب عینی است و برای همه مراحل و در همه شئونات زندگی و در تمام مراحل زندگی وجود دارد. بعد از پایان جنگ شوروی در افغانستان، عبدالله عزام توسط آمریکا ترور شد و بعد از چند سال اسامه بن لادن به عنوان رهبر افغان العرب تعیین شد. او پادگانی را در پیشاور پاکستان به نام قاعدة الجهاد یعنی محل استقرار جهادیون تاسیس کرد، که نام القاعده هم از همین پادگان نشات گرفت.

جهاد علیه صلیبیون و یهود؛ وظیفه تعیین‌شده برای افغان العرب توسط اسامه

القاعده که تشکیل شد وظیفه خود را جهاد علیه صلیبیون و یهود قرار داد و لذا هدف اصلی القاعده در 10 سالی که از سال 1994 تا سال 2003 فعالیت کرد، آمریکا بود و تقریباً همین هدف را اجرا و عملیاتی کردند. در واقع اسامه که آمد فضا را عوض کرد. از زمان اسامه، دشمن نزدیک شد آمریکا و مسلمانان شدند دشمن دور و این تحلیل اسامه 10 سالی که رییس بود تقریباً اجرا می‌شد.

این‌ها در افغانستان با آمریکا همکاری می‌کردند و آمریکا یا مستقیم یا با یک واسطه با این‌ها در ارتباط بود و از آمریکا اسلحه می‌گرفتند. از همان زمان گویا اختلافاتی میان اسامه بن لادن و عبدالله عزام بوده و از وی ایراد می‌گرفته‌اند که تو چرا با آمریکا همراه هستی؟ و عزام می‌گفته است که هدف مشترک ما را در کنار هم قرار داده است. در هر صورت وقتی که اسامه رهبر شد، مواضع خود را این گونه بیان کرد که دشمن اصلی ما آمریکا یعنی صلیبیون و یهود هستند و فضا را به آن سمت برد و 10 سالی که رهبر بود تقریباً همین موضع رعایت شد.

اما پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و تاسیس شاخه القاعده عراق توسط زرقاوی، این بار دوباره تلقی شکل گرفته از دشمن قریب و دشمن بعید تغییر کرد و زرقاوی برخلاف دیدگاه اسامه گفت که مسلمانانی که به آمریکا برای حضور در عراق کمک می‌کنند عدو قریب ما هستند و آمریکا عدو بعید ماست. به هر حال در نتیجه این موضع‌گیری فضا علیه مسلمانان شد و عملیات‌های انتحاری متعددی در این فضا صورت گرفت تا این که زرقاوی کشته شد.

قرار گرفتن ابوبکر البغدادی در راس القاعده عراق و انشعاب از آن

بعد از چند سالی که کسان دیگری در راس القاعده عراق قرار گرفتند، در سال 2010 ابوبکر البغدادی رهبر القاعده عراق شد و همچنان القاعده عراق دشمن اصلی خود را مذاهب مسلمان می‌دید. پس از بیداری اسلامی ابوبکر بغدادی و گروهش به سوریه رفتند و در سوریه با جبهه النصره که القاعده سوریه بود اختلاف پیدا کردند. در این مرحله ایمن الظواهری به ابوبکر البغدادی پیام داد که اگر می‌خواهد در سوریه دخالت کند باید پیرو جبهه النصره باشد و از رهبر القاعده سوریه با عنوان جبهه النصره، یعنی محمد جولانی تبعین کند. در این شرایط ابوبکر البغدادی قبول نکرد و از تحت بیعت ایمن الظواهری رهبر القاعده بیرون آمد و گفت من فقط اسامه را قبول دارم. این فقط یک بهانه بود برای این که بتواند خودش مستقل شود و از زیر بیعت ایمن الظواهری خارج شود.

ابوبکر بغدادی دولت اسلامی عراق و شام را تاسیس کرد و بعد از آن وقتی که به موصل حمله کرد، ادعای خلافت اسلامی کرد و خود را ابوبکر الحسینی القریشی البغدادی خواند تا بتواند این چنین فضا را به نفع خود بچرخاند و این اتفاق هم اتفاقاً افتاد و توانست از اختلافش با سایر گروه‌های جهادی بهره برده و در این شرایط تسلط پیدا کند و افراد و گروه‌های زیادی را از بیعت ایمن الظواهری خارج کند و در بیعت خود در آورد.

در جنگ افغانستان دشمن نزدیک شوروی شد و کسی کاری به مسلمانان نداشت. در دوره القاعده و با حضور اسامه باز دشمن نزدیک آمریکا بود، اما در دوره زرقاوی و القاعده عراق و الان داعش، دشمن نزدیک مسلمانان شده‌اند. این همان چیزی است که اروپا و آمریکا تمایل دارد که گسترش بدهد؛ یعنی رفتن به سمت جنگ مذهبی و طایفه‌ای و مشغول شدن جهان اسلام به خود که و سود آن را یقیناً اروپا و آمریکا و اسراییل خواهند برد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی